ساعت سه صبح از خواب پریدم. بالشم از اشک خیس شده بود. به آرامی از رختخواب بیرون خزیدم تا مریلین بیدار نشود. به دستشویی رفتم. چشمهایم را خشک کردم و همان دستورالعملهایی را که چهل سال است برای بیمارانم تجویز میکنم، خودم انجام دادم: «چشمهات رو ببند، خوابت رو در ذهنت مرور کن و بعد هرچی را که در خواب دیدی یادداشت کن»…
اروین یالوم اینبار نه بیماران و مراجعهکنندگان، بلکه شخص خود را دستمایهٔ روایت قرار داده و داستان زندگیاش را از نوجوانی تا امروز با نگاهی روانشناسانه و نقادانه نوشته است. از چگونگی نوشتن تکتک کتابهایش گفته و از زندگی شخصی و همسر و فرزندانش؛ از سفرها و علایقش تا رنجها و خطاهایش.
خرید کتاب من چگونه اروین یالوم شدم
جستجوی کتاب من چگونه اروین یالوم شدم در گودریدز
معرفی کتاب من چگونه اروین یالوم شدم از نگاه کاربران
.قطعاً اگر علاقه مند به نوشتههای یالوم باشید داستان زندگیش هم براتون جذاب خواهد بود. خصوصاً اگر این داستان رو خود یالوم با نگاه روانشناسانه و عمیقش نوشته باشه.
البته باید بگم بعضی بخش های کتاب حس می کردم از بعضی دوره های زندگیش سریع عبور کرده و جزییات کمی گفته و اکثر بخشهای کتاب به اندازه دوران کودکی و نوجوانی تاثیر گذار نوشته نشده.
مشاهده لینک اصلی
کسانی که کتاب های یالوم را دنبال میکنند یک تم ثابتی را شاید در کتاب هایش میبینند و طبیعتا هر انسانی تم های ثابت و محدودی برای ارایه دارند و هر بار با بسته بندی جدیدی ان را ارایه میدهند.خواندن این کتاب این فرصت را به خواننده میدهد که ریشه های تم های کتاب های او را درک کند.نکته خوب بیان صادقانه نقاط ضعف هایش در زندگیش است که بخوانندگان کتابش کمک میکند او را فراتر از یک انسان بحساب نیاورند.البته احساس میکنم بر روی نکات مثبتش گاه گزافه گویی کرده است.یکی از مزایای خاطره نویسی اشراف و تسلط انسان است به کلیت زندگیش.و شاید این کتاب به خواننده کمک کند که با نوشتن کتاب زندگیش نه بمنظور چاپ شدن بلکه یافتن یک تصویری از زندگیش باو کمک کند.خواندن کتاب را بانسان هایی که به کشمکش ها حیاط انسانی علاقه مندند توصیه میکنم
مشاهده لینک اصلی
دکتر یالوم برخی از نکات جالب در مورد تشخیص را می دهد. (او در مورد بیماران صحبت می کند که نیازی به داروهای سنگین است که اغلب برای هر مسئله ذهنی تجویز می شوند، آیا آنها واقعا مناسب هستند یا نه). او می گوید، دسته های تشخیصی دیجیتال اختراع شده و خودسرانه هستند: آنها محصول رأی کمیته هستند و هرگز تحت مجوز قابل توجهی قرار می گیرند @ و تحت فشار اجتماعی قرار می گیرند و شرکت های بیمه می خواهند. او می گوید افرادی که تشخیص داده می شوند، شرکت های بیمه به جای اینکه مشکلاتی را که ممکن است فردی داشته باشند، پرداخت می شود. اگر شما به افراد مبتلا به اختلال دو قطبی فکر می کنید، این متفاوت است (در تجربه شخصی من با دوستان نزدیک) از افراد (مانند پدربزرگ من) که به بستری نیاز دارند، زیرا او برای یک ماه بخاطر خوابیدن، فقط برای ضرورت ها صعود می کند و نمی تواند صحبت کند به افرادی که به بیماری های روانپزشکی مبتلا هستند، افسرده و گریه می کنند هر زمان که چیزها به راه خود ادامه دهند. آنها گفته اند که دوقطبی هستند؛ زیرا آمریکایی ها همیشه به خاطر قرص ها و درمان در بیمارستان از بیماران خود مراقبت می کنند (همانطور که توسط تبلیغات تلویزیونی تشویق می شوند که برای تشخیص خود مردم را بهتر می کنند و سپس به دکتر خود می روند و از داروها بخواهید). با درک عقلانیت خود، شرکت های مواد مخدر را مجبور کرد تا هر چیزی را که می خواستند بپردازد. وقتی من در فلوریدا بودم نمی توانستم به خاطر ایرما به خانه بروم، مجبور شدم از طریق Walgreens تجویز کنم. در خانه دو دارو به دلار 20 در ماه (بدون بیمه) در فلوریدا 250 دلار بود! و پزشکان به طور منظم از نمایندگان شرکت های مواد مخدر بازدید می کنند که هر نوع رشوه برای تجویز داروهای خود را به آنها می دهد. دکتر یالوم احساس می کند که آموزش و پرورش در زمینه روانشناسی، دوباره تحت فشار شرکت های بیمه، بلکه هیئت های اعتباربخشی، متشکل از بسیار کوتاه، @ امتحانات معتبر @ درمان با تکنیک های خاص در پرداختن به برخی از دسته های تشخیصی، به عنوان @ افسردگی، اختلال خوردن ، حملات وحشت زده، بیماری دو قطبی، اعتیاد و یا ترس های خاص. @ تاکید بر نگاه به بیمار در یک راه انسانی و همه جانبه وجود ندارد و هیچ تأکیدی بر رابطه بین یک درمانگر و بیمار وجود ندارد که به او مربوط است عامل مهم در تعیین نتیجه درمان. به همین دلیل من یالوم را می خوانم و به همین دلیل اعتقاد بیشتری به روان درمانگری وجودی نسبت به مسخره بودن فروید یا یونگ دارم. من زمانی برای احساس ناراحتیpenis و مجتمع های ادیپ وقت ندارم، زمانی که احساس می کنم بی رحم و تنها بدون بهترین دوست پس از آن ثابت شده است که بسیار کمتر از آن در طول Irma و ماریا. ما 20 سال با هم دوست بودیم و کسی که نزدیک است و بدون آینده به آن فکر می کند، از دست دادن آن سخت است. این یک بحران وجودی است، همه ما دوست و عاشق را از دست می دهیم، آن کسی نیست که نیاز به دارو دارد، اما یک پزشک من را به یک دسته طبقه بندی می کند، احتمالا @ افسردگی @ و سپس داروهای مناسب را تجویز می کند، زیرا این همان چیزی است که شرکت های بیمه تایید می کنند، به جای یک درمان صحبت کردن که هزینه بیشتری خواهد داشت. لحظه ای از وقایع زمانی بود که یالوم درباره مارکوس اورلیوس، امپراتور رومی / فیلسوف صحبت کرد. مارکوس اورلیوس گفت که اگر شما چیزی در مورد چیزی نداشتید، نمی توانستید به شما آسیب برسانید. بنابراین فکر کردم اگر من فکر نکنم رفتار واقعا وحشتناکی که دوستم به من نشان داد و خانواده ام به شیوه ای مخرب به ما هدایت شده بود، فقط آن چیزی بود که او انجام داد، اگر من شخصا آن را تفسیر نکنم، فقط به این فکر می کنم که این چیزی است که او انجام داده است، پس من دیگر از آن آسیب نمی بینم. و من اما من هنوز هم تنهایی. چهار و نیم ستاره نیست گرد، زیرا فصل های بلند اختصاص داده شده به او برخی از کتاب های داستان های خود را (که من نمی خواهم) خواندن خسته کننده بود. به غیر از این، یک شگفتی خواندن از یک مرد الهام بخش ._____ یک ربوی با خداوند در مورد آسمان و جهنم صحبت کرد. \"من به شما جهنم را نشان می دهد،\" خداوند گفت، و او رهبری رابی به یک اتاق با میز گرد بزرگ است. مردم در اطراف میز نشسته بودند گرسنگی و ناامید کننده بودند. در وسط میز، یک گلدان عظیم از خورش مرطوب بود که بسیار خوشمزه بود که دهان خرگوش آبیاری می کرد. هر کس در اطراف میز یک قاشق با دسته بسیار طولانی نگه داشته شد. اگرچه قاشقهای بلند فقط به گلدان رسیدند، دسته آنها طولانی تر از بازوهای موجود بود: بنابراین قادر به آوردن غذا به لبشان بود، هیچکس نمی توانست بخورد. خرگوش متوجه شد که درد و رنج آنها واقعا وحشتناک بود. «حالا من بهشت را به شما نشان خواهم داد،» خداوند گفت، و آنها به اتاق دیگری رفتند، درست همانند اول. همان میز گرد بزرگ و همان گلدان خورش است. مردم با همان قاشق طویل طولانی مجهز شده بودند، اما در اینجا همه به خوبی تغذیه و چاق بودند، خنده و صحبت کردن. خرگوش نمیتوانست درک کند â € œIt ساده است، اما نیاز به یک مهارت خاص، â € گفت: خداوند. â € œIn این اتاق، شما می بینید، آنها آموخته اند که برای تغذیه یکدیگر. ____ ________________ چه کسی می توان حدس زد که روان درمانگر بزرگ وجود دارد، دکتر یالوم، یک کتاب قمار در مدرسه اجرا شد؟ او هم چنین رمانتیک بود، ازدواج کرد و از مدرسه که از زمان تولدش اولین بار بود (یک ...
مشاهده لینک اصلی
من از این کتاب بسیار لذت بردم، بنابراین احساس می کنم موظف است توضیح دهد که چرا فقط 3 ستاره است. بله، نویسندگی حرفه او را در روانپزشکی و روان درمانی از دهه های 1950 تا 2000 آغاز می کند و نحوه فعالیت و فعالیت او تغییر می کند. بله، او درباره ازدواج، فرزندان و سفرهایش صحبت می کند. بله، از داستانهای او لذت می بردم و خودم را به یاد پدربزرگم تحصیل کردم یاد گرفتم. اما خودم را بیشتر خواهم خواند ... احتمالا من به زیستشناسانی که بیشتر بی احترامی هستند استفاده می شود. ایرین اخلاقی است و احساس قوی دارم که قبل از نوشتن هر چیزی منفی در مورد هر کسی که با شخص مورد بررسی قرار گرفته است - یک کیفیت عالی در یک دوست است، اما برای یک بیوگرافی جالب توجه می کند. احساس می کردم نام نامناسبی از بین رفته و شاید بحث های زیادی در مورد مسائل مانند محبوبیت نسبی کتاب هایش در کشورهای مختلف وجود داشته باشد زمانی که او در تورهای کتاب رفت. او به طور خلاصه برخی از چیزهای جالب اشاره می کند، آنها را در یک یا دو جمله می گذارد و سپس آنها را از بین می برد. اگر شما دیگر کتاب های خود را خوانده اید و مستند را بر او مشاهده کرده اید، تکرار ایده ها، داستان ها و تم ها را متوجه خواهید شد. انتظار می رود که برخی از آن ها انتظار داشته باشند، اما من امیدوار بودم که عمق بیشتری داشته باشند. گفته می شود، اگر همسرش همیشه خود را بیوگرافی خواند، فرد می تواند در دیدگاه وی علاقه مند شود.
مشاهده لینک اصلی
یالم همیشه من را از طریق محتویات کتاب هایم، نه از طریق فرم آنها. منظور من هر خواندن رمان (PLA ¢ nsul نیچه، نهفته در راه حل نیمکت\u003e را شوپنهاور، مشکل اسپینوزا)، من به نظر می رسید بود ایده interesantă آوردن روانشناسی E ™ و فلسفه را به عموم مردم نزدیک تر از طریق داستان های شما ™. من به عنوان خیزش ¢ دوم قصه گو زده نشده، اما من پذیرفته شده است که یک نوع از مخلوطی از FICE می نویسد\u003e اقدام E ™ و غیر FICE\u003e بخش، که در آن اطلاعات\u003e گذاشته دکا مهم تر ¢ ارائه تی. به همین دلیل من به یاد خاطراتش شگفت زده شدم که هواپیما نیچه (پارک) جایزه ای برای \"داستانی تخیلی\" برده است. او ممکن است بیش از تلاش خود برای ترکیب افراد و حوادث واقعی با تاریخ احتمالی آنها باشد. اگر چه می شود؟ در حافظه، همان سبک ™ و تا حدودی خشک، جدی، کسل کننده است، E ™ تنها علاقه در اینجا است، آن ™ در موضوع روم ها. از viae\u003e از من تعجب روابط\u003e را مادر، من تحسین تصدیهای دولتی\u003e را - فکری، academică PUE بیشتر\u003e در faimoasă (به PUE\u003e در ما)، من غبطه می خوردند که ¢ à شما سفر در جهان، من به دقت متوجه تعادل بین یک نوع خودکفایی برای دستاوردهای حرفه ای و شناخت افرادی که به نوعی کمک کرده یا به او کمک کرده اند وجود دارد. curioasă من اجازه دهید شد از داستان رمان های او گوش چگونه ایده آمد به او، به او نوشت، پاسخ\u003e او بلافاصله به حال یک کتاب و غیره سلام به طرفداران خود، به دلیل همراه با اطلاعات شخصی اجازه دهید È و تمام کتابهایش را به صورت نیمه فکری به حال خود رها کنید. پس از برخی از اندیشه های مرگ (به طور کلی از کسانی که نزدیک و در نهایت از او)، او کمی نتیجه گیری می کند که شاید خاطرات او نیز خواهد بود آخرین کتاب او (یالوم 86 ساله) است. من صادقانه قدردانی کردم و در خورشید به دنبال فهرستی که پیشتر خواندم، ادامه دادم.
مشاهده لینک اصلی
yalom ettiäÿ kimliäÿ نمایندگی روانپزشک به طور کلی kimliäÿ دکتر، و این نیاز در نیاز در ± ± z به olduäÿ Zäune ± ± ± ± N geã§tikã§ روز به artacaäÿä NA ± من فکر می کنم. لذت بخش و امیدوار است که همه ما نامزدها بیمار و بیمار باشند و البته ما از یک طرف دنیا مانند دیگران موفق، مانند کیسه ها، به ما می رسیم. این بر اساس یک داستان انسانی انسانی است، ارزیابی بنیادی از انباشت ادبیات و فلسفه، مسئله وجود وجود، جستجوی معنای، تنهایی، تنهایی چندین چیز وجود دارد، اما خیلی چیزهای زیادی وجود دارد. خاطره ها متاسفانه یک وعده است، اما نوشتن اصلی همچنان به ما لمس می شود و زندگی ما همچنان به لمس می شود. این نوسانات او در کتاب خرده خرده می گوید. بنابراین من خوشحالم که او را خوشحال و خوشحال می کند.
مشاهده لینک اصلی
یالوم Memoirist به عنوان جالب به عنوان یالوم درمانگر نیست. به جای خواندن عادت را دوست دارد
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب من چگونه اروین یالوم شدم
اروین یالوم اینبار نه بیماران و مراجعهکنندگان، بلکه شخص خود را دستمایهٔ روایت قرار داده و داستان زندگیاش را از نوجوانی تا امروز با نگاهی روانشناسانه و نقادانه نوشته است. از چگونگی نوشتن تکتک کتابهایش گفته و از زندگی شخصی و همسر و فرزندانش؛ از سفرها و علایقش تا رنجها و خطاهایش.
خرید کتاب من چگونه اروین یالوم شدم
جستجوی کتاب من چگونه اروین یالوم شدم در گودریدز
البته باید بگم بعضی بخش های کتاب حس می کردم از بعضی دوره های زندگیش سریع عبور کرده و جزییات کمی گفته و اکثر بخشهای کتاب به اندازه دوران کودکی و نوجوانی تاثیر گذار نوشته نشده.
مشاهده لینک اصلی
کسانی که کتاب های یالوم را دنبال میکنند یک تم ثابتی را شاید در کتاب هایش میبینند و طبیعتا هر انسانی تم های ثابت و محدودی برای ارایه دارند و هر بار با بسته بندی جدیدی ان را ارایه میدهند.خواندن این کتاب این فرصت را به خواننده میدهد که ریشه های تم های کتاب های او را درک کند.نکته خوب بیان صادقانه نقاط ضعف هایش در زندگیش است که بخوانندگان کتابش کمک میکند او را فراتر از یک انسان بحساب نیاورند.البته احساس میکنم بر روی نکات مثبتش گاه گزافه گویی کرده است.یکی از مزایای خاطره نویسی اشراف و تسلط انسان است به کلیت زندگیش.و شاید این کتاب به خواننده کمک کند که با نوشتن کتاب زندگیش نه بمنظور چاپ شدن بلکه یافتن یک تصویری از زندگیش باو کمک کند.خواندن کتاب را بانسان هایی که به کشمکش ها حیاط انسانی علاقه مندند توصیه میکنم
مشاهده لینک اصلی
دکتر یالوم برخی از نکات جالب در مورد تشخیص را می دهد. (او در مورد بیماران صحبت می کند که نیازی به داروهای سنگین است که اغلب برای هر مسئله ذهنی تجویز می شوند، آیا آنها واقعا مناسب هستند یا نه). او می گوید، دسته های تشخیصی دیجیتال اختراع شده و خودسرانه هستند: آنها محصول رأی کمیته هستند و هرگز تحت مجوز قابل توجهی قرار می گیرند @ و تحت فشار اجتماعی قرار می گیرند و شرکت های بیمه می خواهند. او می گوید افرادی که تشخیص داده می شوند، شرکت های بیمه به جای اینکه مشکلاتی را که ممکن است فردی داشته باشند، پرداخت می شود. اگر شما به افراد مبتلا به اختلال دو قطبی فکر می کنید، این متفاوت است (در تجربه شخصی من با دوستان نزدیک) از افراد (مانند پدربزرگ من) که به بستری نیاز دارند، زیرا او برای یک ماه بخاطر خوابیدن، فقط برای ضرورت ها صعود می کند و نمی تواند صحبت کند به افرادی که به بیماری های روانپزشکی مبتلا هستند، افسرده و گریه می کنند هر زمان که چیزها به راه خود ادامه دهند. آنها گفته اند که دوقطبی هستند؛ زیرا آمریکایی ها همیشه به خاطر قرص ها و درمان در بیمارستان از بیماران خود مراقبت می کنند (همانطور که توسط تبلیغات تلویزیونی تشویق می شوند که برای تشخیص خود مردم را بهتر می کنند و سپس به دکتر خود می روند و از داروها بخواهید). با درک عقلانیت خود، شرکت های مواد مخدر را مجبور کرد تا هر چیزی را که می خواستند بپردازد. وقتی من در فلوریدا بودم نمی توانستم به خاطر ایرما به خانه بروم، مجبور شدم از طریق Walgreens تجویز کنم. در خانه دو دارو به دلار 20 در ماه (بدون بیمه) در فلوریدا 250 دلار بود! و پزشکان به طور منظم از نمایندگان شرکت های مواد مخدر بازدید می کنند که هر نوع رشوه برای تجویز داروهای خود را به آنها می دهد. دکتر یالوم احساس می کند که آموزش و پرورش در زمینه روانشناسی، دوباره تحت فشار شرکت های بیمه، بلکه هیئت های اعتباربخشی، متشکل از بسیار کوتاه، @ امتحانات معتبر @ درمان با تکنیک های خاص در پرداختن به برخی از دسته های تشخیصی، به عنوان @ افسردگی، اختلال خوردن ، حملات وحشت زده، بیماری دو قطبی، اعتیاد و یا ترس های خاص. @ تاکید بر نگاه به بیمار در یک راه انسانی و همه جانبه وجود ندارد و هیچ تأکیدی بر رابطه بین یک درمانگر و بیمار وجود ندارد که به او مربوط است عامل مهم در تعیین نتیجه درمان. به همین دلیل من یالوم را می خوانم و به همین دلیل اعتقاد بیشتری به روان درمانگری وجودی نسبت به مسخره بودن فروید یا یونگ دارم. من زمانی برای احساس ناراحتیpenis و مجتمع های ادیپ وقت ندارم، زمانی که احساس می کنم بی رحم و تنها بدون بهترین دوست پس از آن ثابت شده است که بسیار کمتر از آن در طول Irma و ماریا. ما 20 سال با هم دوست بودیم و کسی که نزدیک است و بدون آینده به آن فکر می کند، از دست دادن آن سخت است. این یک بحران وجودی است، همه ما دوست و عاشق را از دست می دهیم، آن کسی نیست که نیاز به دارو دارد، اما یک پزشک من را به یک دسته طبقه بندی می کند، احتمالا @ افسردگی @ و سپس داروهای مناسب را تجویز می کند، زیرا این همان چیزی است که شرکت های بیمه تایید می کنند، به جای یک درمان صحبت کردن که هزینه بیشتری خواهد داشت. لحظه ای از وقایع زمانی بود که یالوم درباره مارکوس اورلیوس، امپراتور رومی / فیلسوف صحبت کرد. مارکوس اورلیوس گفت که اگر شما چیزی در مورد چیزی نداشتید، نمی توانستید به شما آسیب برسانید. بنابراین فکر کردم اگر من فکر نکنم رفتار واقعا وحشتناکی که دوستم به من نشان داد و خانواده ام به شیوه ای مخرب به ما هدایت شده بود، فقط آن چیزی بود که او انجام داد، اگر من شخصا آن را تفسیر نکنم، فقط به این فکر می کنم که این چیزی است که او انجام داده است، پس من دیگر از آن آسیب نمی بینم. و من اما من هنوز هم تنهایی. چهار و نیم ستاره نیست گرد، زیرا فصل های بلند اختصاص داده شده به او برخی از کتاب های داستان های خود را (که من نمی خواهم) خواندن خسته کننده بود. به غیر از این، یک شگفتی خواندن از یک مرد الهام بخش ._____ یک ربوی با خداوند در مورد آسمان و جهنم صحبت کرد. \"من به شما جهنم را نشان می دهد،\" خداوند گفت، و او رهبری رابی به یک اتاق با میز گرد بزرگ است. مردم در اطراف میز نشسته بودند گرسنگی و ناامید کننده بودند. در وسط میز، یک گلدان عظیم از خورش مرطوب بود که بسیار خوشمزه بود که دهان خرگوش آبیاری می کرد. هر کس در اطراف میز یک قاشق با دسته بسیار طولانی نگه داشته شد. اگرچه قاشقهای بلند فقط به گلدان رسیدند، دسته آنها طولانی تر از بازوهای موجود بود: بنابراین قادر به آوردن غذا به لبشان بود، هیچکس نمی توانست بخورد. خرگوش متوجه شد که درد و رنج آنها واقعا وحشتناک بود. «حالا من بهشت را به شما نشان خواهم داد،» خداوند گفت، و آنها به اتاق دیگری رفتند، درست همانند اول. همان میز گرد بزرگ و همان گلدان خورش است. مردم با همان قاشق طویل طولانی مجهز شده بودند، اما در اینجا همه به خوبی تغذیه و چاق بودند، خنده و صحبت کردن. خرگوش نمیتوانست درک کند â € œIt ساده است، اما نیاز به یک مهارت خاص، â € گفت: خداوند. â € œIn این اتاق، شما می بینید، آنها آموخته اند که برای تغذیه یکدیگر. ____ ________________ چه کسی می توان حدس زد که روان درمانگر بزرگ وجود دارد، دکتر یالوم، یک کتاب قمار در مدرسه اجرا شد؟ او هم چنین رمانتیک بود، ازدواج کرد و از مدرسه که از زمان تولدش اولین بار بود (یک ...
مشاهده لینک اصلی
من از این کتاب بسیار لذت بردم، بنابراین احساس می کنم موظف است توضیح دهد که چرا فقط 3 ستاره است. بله، نویسندگی حرفه او را در روانپزشکی و روان درمانی از دهه های 1950 تا 2000 آغاز می کند و نحوه فعالیت و فعالیت او تغییر می کند. بله، او درباره ازدواج، فرزندان و سفرهایش صحبت می کند. بله، از داستانهای او لذت می بردم و خودم را به یاد پدربزرگم تحصیل کردم یاد گرفتم. اما خودم را بیشتر خواهم خواند ... احتمالا من به زیستشناسانی که بیشتر بی احترامی هستند استفاده می شود. ایرین اخلاقی است و احساس قوی دارم که قبل از نوشتن هر چیزی منفی در مورد هر کسی که با شخص مورد بررسی قرار گرفته است - یک کیفیت عالی در یک دوست است، اما برای یک بیوگرافی جالب توجه می کند. احساس می کردم نام نامناسبی از بین رفته و شاید بحث های زیادی در مورد مسائل مانند محبوبیت نسبی کتاب هایش در کشورهای مختلف وجود داشته باشد زمانی که او در تورهای کتاب رفت. او به طور خلاصه برخی از چیزهای جالب اشاره می کند، آنها را در یک یا دو جمله می گذارد و سپس آنها را از بین می برد. اگر شما دیگر کتاب های خود را خوانده اید و مستند را بر او مشاهده کرده اید، تکرار ایده ها، داستان ها و تم ها را متوجه خواهید شد. انتظار می رود که برخی از آن ها انتظار داشته باشند، اما من امیدوار بودم که عمق بیشتری داشته باشند. گفته می شود، اگر همسرش همیشه خود را بیوگرافی خواند، فرد می تواند در دیدگاه وی علاقه مند شود.
مشاهده لینک اصلی
یالم همیشه من را از طریق محتویات کتاب هایم، نه از طریق فرم آنها. منظور من هر خواندن رمان (PLA ¢ nsul نیچه، نهفته در راه حل نیمکت\u003e را شوپنهاور، مشکل اسپینوزا)، من به نظر می رسید بود ایده interesantă آوردن روانشناسی E ™ و فلسفه را به عموم مردم نزدیک تر از طریق داستان های شما ™. من به عنوان خیزش ¢ دوم قصه گو زده نشده، اما من پذیرفته شده است که یک نوع از مخلوطی از FICE می نویسد\u003e اقدام E ™ و غیر FICE\u003e بخش، که در آن اطلاعات\u003e گذاشته دکا مهم تر ¢ ارائه تی. به همین دلیل من به یاد خاطراتش شگفت زده شدم که هواپیما نیچه (پارک) جایزه ای برای \"داستانی تخیلی\" برده است. او ممکن است بیش از تلاش خود برای ترکیب افراد و حوادث واقعی با تاریخ احتمالی آنها باشد. اگر چه می شود؟ در حافظه، همان سبک ™ و تا حدودی خشک، جدی، کسل کننده است، E ™ تنها علاقه در اینجا است، آن ™ در موضوع روم ها. از viae\u003e از من تعجب روابط\u003e را مادر، من تحسین تصدیهای دولتی\u003e را - فکری، academică PUE بیشتر\u003e در faimoasă (به PUE\u003e در ما)، من غبطه می خوردند که ¢ à شما سفر در جهان، من به دقت متوجه تعادل بین یک نوع خودکفایی برای دستاوردهای حرفه ای و شناخت افرادی که به نوعی کمک کرده یا به او کمک کرده اند وجود دارد. curioasă من اجازه دهید شد از داستان رمان های او گوش چگونه ایده آمد به او، به او نوشت، پاسخ\u003e او بلافاصله به حال یک کتاب و غیره سلام به طرفداران خود، به دلیل همراه با اطلاعات شخصی اجازه دهید È و تمام کتابهایش را به صورت نیمه فکری به حال خود رها کنید. پس از برخی از اندیشه های مرگ (به طور کلی از کسانی که نزدیک و در نهایت از او)، او کمی نتیجه گیری می کند که شاید خاطرات او نیز خواهد بود آخرین کتاب او (یالوم 86 ساله) است. من صادقانه قدردانی کردم و در خورشید به دنبال فهرستی که پیشتر خواندم، ادامه دادم.
مشاهده لینک اصلی
yalom ettiäÿ kimliäÿ نمایندگی روانپزشک به طور کلی kimliäÿ دکتر، و این نیاز در نیاز در ± ± z به olduäÿ Zäune ± ± ± ± N geã§tikã§ روز به artacaäÿä NA ± من فکر می کنم. لذت بخش و امیدوار است که همه ما نامزدها بیمار و بیمار باشند و البته ما از یک طرف دنیا مانند دیگران موفق، مانند کیسه ها، به ما می رسیم. این بر اساس یک داستان انسانی انسانی است، ارزیابی بنیادی از انباشت ادبیات و فلسفه، مسئله وجود وجود، جستجوی معنای، تنهایی، تنهایی چندین چیز وجود دارد، اما خیلی چیزهای زیادی وجود دارد. خاطره ها متاسفانه یک وعده است، اما نوشتن اصلی همچنان به ما لمس می شود و زندگی ما همچنان به لمس می شود. این نوسانات او در کتاب خرده خرده می گوید. بنابراین من خوشحالم که او را خوشحال و خوشحال می کند.
مشاهده لینک اصلی
یالوم Memoirist به عنوان جالب به عنوان یالوم درمانگر نیست. به جای خواندن عادت را دوست دارد
مشاهده لینک اصلی